تفسیر قرآن کریم _ جلسه سوم

اندازه فونت :
۱۳۹۱/۰۶/۱۲

۲- تفسیر قرآن با قرآن :

از افتخارات اسلام این است که میان تفسیر به رأی و تفسیر به عقل فرق می گذارد یکی را مذموم و دیگری را ممدوح می داند از این رو نفرموده اند .

« مـــن فـــسَّــرالـقــــــرآن بِعَــــــقـلِـه… »

هر کس قرآن را با عقل خود تفسیر مجازات دارد .

چون عقل یکی از ابزارهای تفسیر قرآن است و نباید تفسیر قرآن مخالف حکم صریح عقل با قرائن قطعی عقل باشد بلکه عقل کمک کننده مفسّر است .

مثال : خداوند در قرآن می فرماید :

« یَــدُ اللَّهِ فَـــوْقَ أَیْـــدیــهِم‏ »

دست خدا بالای دست آنهاست

و یا در آیه دیگر خداوند را سمیع و بصیر معرفی می کند . از طرفی عقل انسان درک می کند و اثبات می نماید که خداوند نمی تواند جسم باشد . پس منظور ظاهر آیات ( دست ، گوش ، چشم ) نیست پس به کمک عقل این آیات را این گونه تفسیر می کنیم . قدرت خداوند بالاتر از همه قدرت هاست و خداوند علم وسیع به دیدنی‌ها و شنیدنی‌ها دارد .

رابطه عقل و دین :

سه نو ع رابطه قابل تفسیر است .

الف : تطابق میان احکام شرعی وعقلی :

یعنی آیات و روایاتی که دستورات یا مطالبی دارد که عقل سلیم آن را می‌پذیرد. بلکه عقل هم خود به خود همان حکم را می نماید . مانند دستورات بهداشتی ، یا محکوم کردن ظلم و پذیرش عدالت که مطابق حکم عقل است .

ب : تضاد میان احکام عقلی و شرعی :

یعنی احکام دینی در تضاد با احکام عقل سالم باشد . دانشمندان علم کلام و پیروان ادیان آسمانی عقیده دارند چون احکامی در ادیان الهی وجود ندارد چون ادیان ناب خداوند بویژه دین مقدس اسلام مطابق فطرت و عقل است و چون عقل حجّت باطنی است همان طور که پیامبران حجّت ظاهری انسانها هستند . پس اگر در موردی ظاهر آیه یا روایت یا یک حکم دینی با حکم قطعی عقل در تضاد باشد دو احتمال وجود دارد .

۱- خطا بودن مقدمات حکم عقل :

یعنی عقل مقدمات حکمش کامل نباشد و خطایی در آن صورت گرفته باشد لذا در این صورت حکم عقل بر مبنای فطرت و عقل سالم نخواهد بود .

۲- خطا در فهم آیات و روایات :

این در صورتی است که قطعی بودن حکم عقلی ثابت باشد لذا معلوم می شود که ظاهر آیه یا روایت مورد نظر شارع نبوده ، به عنوان مثال اگر مفاد روایتی در تضاد با حکم قطعی عقلی محال بودن اجتماع نقیضین باشد باید در ظاهر آن روایت تصرف کرد و با قرینه عقلی حمل بر خلاف ظاهر آن کرد چون فهم ما از روایت خطا بوده است .

۳- احکام شرعی فرا عقل :

یعنی در شرع احکام و دستوراتی باشد که عقل قدرت و توان فهم و درک آنها را نداشته باشد . به عنوان مثال : بسیاری از احکام تعبدی شرعی وجود دارد که توجیه عقلانی ندارند مانند : چهار رکعت بودن نماز ظهر و سه رکعت بودن نماز مغرب . هر چند در این موارد عقل حکمی بر خلاف و متضّاد با آن مطلب دینی نمی دهد ولی دلیلی برای پذیرش و توجیه آن نیز ندارد .

سئوال : چرا تعارض میان حکم عقلی و شرعی امکان ندارد ؟

جواب : ۱- چون وجود خدا و نبوت و اصل دین بوسیله عقل ثابت می شود بنابراین اگر دلیل شرعی بخواهد حکم قطعی عقل را بی اعتبار سازد در حقیقت دلیل نقلی خود را از اعتبار ساقط کرده است لذا خود دلیل نقلی شرعی نیز از اعتبار ساقط می شود .

۲- صادر شدن کلام خلاف عقل از شارع حکیم محال است .

۳- بطوری که قبلاً نیز اشاره گردید عقل انسان حجت باطن است وپیامبر حجت ظاهر لذا تعارض میان این دو امکان ندارد چون هر دو کاشف از حقیقت هستند .

۳- تفسیر قرآن با روایات :

روایات ، یکی از منابع مهّم در تفسیر قرآن است و حجیّت آن از طریق حدیث متواتر ثقلین به اثبات رسیده است . همان طور که رسول خدا مفسّر قرآن بوده ائمه علیهم السلام نیز مفسّر قرآن بوده اند . لازم به یادآوری است که روایات کاربردهای متعددی در قرآن دارند از جمله :

الف : بعضی از روایات آیه ای را روشن می کند و هدف خدا را بیان می نماید مانند روایات متواتر غدیر خم در مورد آیه شریفه

« الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی‏‏ »

که منظور آیه را از اتمام و اکمال دین و روز آن مشخص می سازد .

ب : روایاتی هستند که مصداق خاصی از آیه را بیان می کنند و شأن نزول آیات در بسیاری موارد از این قبیل است . مانند روایاتی که در تفسیر آیه شریفه « اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقیمَ » می فرماید که منظور امیرالمؤمنین علی (ع) است . در واقع مصداقی را بیان می فرماید .

ج : روایاتی که آیات قرآن را تخصیص می زنند یا مقیّد می سازند البته تخصیص و تقیّد آیات متواتر و قطعی الصدور جایز است .

سوال خود را مطرح کنید :