احکام: مسئلهٌ ۱: کسی که موقع غروب شب عید فطر بالغ ،عاقل و هوشیار است و فقیر و بنده کسی دیگر نیست باید برای خودش و کسانی که نانخور او هستند هر نفری یک صاع که تقریبا سه کیلو است گندم یا جو یا خرما یا کشمش یا برنج یا ذرت و مانند اینها به […]

احکام:

مسئلهٌ ۱:

کسی که موقع غروب شب عید فطر بالغ ،عاقل و هوشیار است و فقیر و بنده کسی دیگر نیست باید برای خودش و کسانی که نانخور او هستند هر نفری یک صاع که تقریبا سه کیلو است گندم یا جو یا خرما یا کشمش یا برنج یا ذرت و مانند اینها به مستحق بدهد و اگر پول یکی از اینها را هم بدهد کافی است

 

یادآوری:

لازم به یادآوری است که در منابع حدیثی و فقهی عنوان قوت غالب مطرح شده است یعنی پرداخت زکات فطره باید از چیزی باشد که بصورت روزمره غالباً از آن استفاده می شود

 

مسئله ۲:

کسی که مخارج سال خود و عیالاتش را ندارد و کسبی هم ندارد که بتواند مخارج سال خود و عیالاتش را بگذراند فقیر است و دادن زکات فطره بر او واجب نیست

 

مسئله ۳:

انسان باید فطره کسانی را که در غروب شب عید فطر نانخور او حساب می شوند بدهد کوچک باشند یا بزرگ ،مسلمان باشند یا کافر ،دادن خرج آنان بر او واجب باشد یا نه ،در شهر خود او باشند یا در شهر دیگر

عوامل پیشرفتهای اجتماعی:

از جمله موضوعاتی که در جـامـعـه انـقـلابـی ایـران اسـلامـی نیاز مضاعف  به بـررسـی و تحلیل دارد عوامل و ریشه های پیشرفت و تعالی اجتماعی است چون قبل از پـیروز ی انقلاب اسلامی به دلیل حاکمیت پادشاهان مستبد و سلطه استعمار گران بحث از پیشرفت ، ترقی و تعالی جامعه اصلاً امکان نداشت تا برسیم به خود توسعه و پیشرفت اجـتماعی

لکن خدار را شاکریم به برکت انقلاب اسلامی عملاً جامعه مـا در مـسـیـر  پیشرفـت و توسعه  در تمامی ابعاد و زمینه ها قرار گرفته است لذا در این فرصت مـحدود مواردی از علل پیشرفت های اجتماعی را از دید گاه قرآن وروایات مورد توجه قـرار می دهیم

۱-وجود حاکمان شایسته

بر اساس مفاد تعداد زیادی از آیات و روایات وجود حاکمان لایق ، کاردان و متعهد موجب رشد و توسعه جامعه می شود

۱-خداوند میفرماید

وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِیمَ رَبُّهُ بِکَلِمَاتٍ فَأَتَـمَّهُنَّ قَـالَ إِنِّـی جَاعِـلُـکَ لِـلنّـَاسِ إِمـَامًا(۲)

هنگامی که خدا ابراهیم را با وسایل گوناگونی آزمود و او به خوبی از عهده این آزمایش ها برآمد خداوند به او فرمود من تورا پیشوای مردم قـرار دادم

 

توضیح :

خداوند قبـل از ایـنـکه حـضـرت ابـراهـیم را به امامت و زعامت جامعه منصوب کند او را بـا کلماتی مورد آزمایش قرار داد مفسران میفرمایند : آزمایشات حضرت ابراهیم عبارت بود از:

۱-بردن فرزندش اسماعیل به قربان گاه برای قربانی

۲-بردن خانواده به سرزمین کویر وخشک  مکه

۳-قیام در مقابل بت پرستان وشکستن بت ها

۴-مهاجرت کردن  از سرزمین بت پرستان

تذکر:

مقام امامت از مقام رسالت و نبوت بالا تر است چون رسالت و نبوت صرف اِخباراز سوی خدا و ابلاغ بشارت ها و انذارهای خداوند است اما در امامت ضمن وجوداینها اجرای احکام و تربیت نفوس نیز وجود دارد لازم به یادآوری است که بسیاری از پیامبران دارای مقام امامت نیز بودند(۳)

۲-رسولخدا (ص) می فرماید:

لَنْ تَهْلِکَ الْأُمَّهُ وَ اِنْ کانَتْ ضالَّهً اِذا کانَتْ الْأئِـمَّهُ هادِیهً مَـهْـدیَّـهً(۴)

هر گاه پیشوایان هدایت گر و هدایت شده باشند امت هرگز هلاک نخواهد شد حتی اگر گمراه باشد

۲-وحدت مردم

در دوران حاکمیت امیرمؤمنان (ع) مردم کوفه گرفتار مفاسدی شده بودند از جـملـه عـوامـل و ریـشـه های ایـن مـصـائب و مـفاسد عبارت بودند از:

۱-فراوانی ثروت و مادیات دنیوی در اثر فتوحات

۲-فرهنگ های وارداتی از طریق کشورهای همسایه

۳-وجود انحرافات و بدعت های خلفای قبلی

۴-تعصبات دوران جاهلیت و برتری جوئیهای قبایل

امیرمؤمنان (ع) در جهت مقابله و مبارزه با چنین انحرافاتی یک خطبه مفصل و بسیار کوبنده و تکان دهنده ای ایراد فـرمـود کـه در تـاریـخ بـه نـام خطبه قاصعه(کوبنده) معروف گردیدبعضی از شـارحـیـن خـطـبـه آن را بـه ۲۰ بخـش تـقـسیـم کـرده(۵)

در بخشی از خطبه خطاب به مردم می فرماید

وَ احْذَ رُوا ما نزلَ بِالاُمَمِ قَبلَکُـمْ مِنَ الْـمـَثُـلاتِ بِـسُــوءِ الأفـْعـالِ        

بر حذر باشید از چیزهایی که بر امتهای گذشته نازل شده از عقوبتها در اثر اعمال زشت

فَتَذکَّرُوا فی الْخَیْرِ وَالشَّرِ أَحْوالَهُمْ وَ احْذَ روا أَنْ تَکونُوا أَمـْثالـَهـُمْ           

حالات آنان را در خوبی و بـدی بـه یـاد آورید بترسید از اینکه همانند آنان شوید

در ادامه می فرماید

فَانْظُرُوا کَیْفَ کَانُوا حَیْثُ کَانَتِ

بنگرید (اقوام پیشین در آن هنگام که

الْأَمْلَاءُ مُجْتَمِعَهً     

جمعیت ها متحد بودند

وَ الْأَهْوَاءُ مُؤْتَلِفَهً     

خواسته ها هماهنگ بودند

وَ الْقُلُوبُ مُعْتَدِلَهً  

اندیشه ها مـعتدل بودند

وَ الْأَیْدِی مُتَرادِفَهً   

و دست ها پشتـیبان هـم بودند

وَ السُّیُوفُ مُتَنَاصِرَهً       

شمشیرها یاری کننده یکدیگر بودند

وَ الْبَصَائِرُ نَافِذَهً               

و دیده هایشان نافذ بودند

وَ الْعَزَائِمُ وَاحِدَهً                              

و تصمیم هایشان یکی بود

أَلَمْ یَکُونوا أَرْبَاباً فِی أَقْطارِ الْأَرَضِینَ وَ مـُلـُوکاً عـَلـَی رِقـابِ الْـعَالَـمـیـنَ!

آیا (در آن روز) آنها زمامدار اقطار زمین نبودند و بر مردم جهان حکومت نمی کردند

فَانْظُروا اِلَی مَا صَارُوا اِلَیْهِ فِی آخِرِ أُمُورِهِمْ

حال بنگرید که پایان کارشـان بـه کـجا کـشیده شـد

 حِیْنَ وَقَعَتِ الْفُرْقَهُ،

در آن هنگام که در میان آنها جدایی افتاد

وَ تَشَتَّتَتِ الْأُلْفَهُ،

و الفتشان به پراکندگی کشید

وَ اخْتَلَفَتِ الْکَلِمَهُ وَ الأَفْئِدَهُ 

و اهداف و دلهایشان از هم دور شد

وَ تَشَعَّبُوا مُخْتَلِفِینَ   

و به گروه های مختلفی تقسیم شدند

وَ تَفَرَّقُوا مُتَحارِبِینَ  

و در پراکندگی بـه نـبـرد با هم پرداختند

قَدْ خَلَعَ اللهُ عَنْهُمْ لِباسَ کَرَامَتِهِ  وَ سَلَبـَهُمْ غَـضارَهَ نِعْمَتِهِ وَ بَقِیَ قَصَصُ أَخْبارِهِمْ فیکُمْ عِبَراً لِلْمُعْتَبِرینَ(۶)   

خدا لباس کرامت خود را از تنشان بیرون کرد و وسعت و شادابی نعمت را از آنها گرفت ، تنها چیزی که از آنها باقی ماند سرگذشتگان در میان شما بود که درس عبرتی است برای عبرت گیرندگان

پی نوشت:

(۱)رساله عملیه ۱۰ مرجع

(۲)سوره بقره آیه شریفه ۱۲۴

(۳)تفسیر نمونه/ مکارم شیرازی  ج ۱ ص ۴۹۹

(۴)کنز الاعمال / متقی  هندی ج ۶ ص ۳۱

(۵)شرح نهج البلاغه/ مکارم ج ۷ ص ۳۵۳

(۶) نهج البلاغه خطبه ۱۹۲