سخنرانی شب هفتم محرم(بیان فضایل و جایگاه حضرت ابوالفضل(ع))

اندازه فونت :
۱۳۹۸/۰۶/۲۰
  • عن الصادق(ع):
  • کانَ عَـمّـُنا الْعَبّاسِ بْـنِ عَـلِـیٍّ(ع) نافِـذَالْبَصیـرَهِ وَ صُـلْـبَ الْایـمان جاهَدَ مَعَ أَبی عَبْدِاللهِ الْحُسَیْن(ع)(۱)
  • عموی ما عباس بن علی بصیرتی نافذ و ایمانی محکم و استوار داشت و در محضر امام حسین(ع) جهاد کرد
  •  
  • مقدمه:
  • معمولا سخنرانان و نوحه خوانان شب تاسوعا را اختصاص می دهند بیان فضایل ،جایگاه و شرح زندگی حضرت عباس (ع) اختصاص می دهند و ما نیز با پیروی از این سیره حسنه در این شب مقدس مواردی را به ترتیب زیر در ارتباط با آن بزرگوار مطرح می سازیم
  • ۱-ادوار زندگی
  • ۲-ازدواج و تشکیل خانواده
  • ۳-فضایل و ویژگیها
  • ۴-شهادت و روضه
  •  
  • الف:ادوار زندگی
  • مقدمه:
  • مورخان ولادت آن بـزرگـوار را  ۴ شعبان سال ۲۶ ق ثبت کرده اند پدر بزرگوارشان امیرمؤمنان(ع) و مادرشان فاطمه کلابی معروف به ام البـنیـن هـمـسر دوم امـیرمؤمنـان(ع) است حضرت عباس(ع) از نوجوانی خود ۳ امام بزرگوار را درک کرده و در دامـن پرمهر آنان تربیت یافته اسـت لذا دوره های زندگی ۳۴ ساله حضرت عباس (ع) را می توان به سه دوره زیر تقـسیم کـرد:
  • ۱-دوران امیرمؤمنان(ع)
  • مرحـوم سـهـل بـن عـبدالله بخـاری ازعلمای قرن ۴ در این زمینه می نویسد:
  • عاشَ الْعَبّاسُ مَعَ اَبیهِ اَرْبَعَ عَشْرَهَ سَنَهً حَضَرَ بَعْضَ الْـحُـروبِ فَـلَـمْ یَأْذَنْ لَـهُ اَبُـوهُ بِالنِّـزالِ(۲)
  • عباس با پدرش ۱۴ سال عمر کرد و در بعضی از جنگها حاضر می شد ولی پدرش به او اجـازه جنـگ نمی داد
  •  
  • بدین جهت حضرت عباس(ع) تمامی حوادث سیاسی دوران خلافت ظاهری امیرمؤمنان(ع) را شاهد بوده و در بعضی از نقلها چنین وارد شده است او در جنگ صفین همراه پدر و برادرانش شرکت داشت
  • وقتی معاویه آب فرات را به محاصره سپاه خود درآورد قبل از اینکه علی(ع) برای آزاد سازی آب دستور حمله دهد مشاهده شد از میان سپاه جوان نورسته و پرهیبتی که آثار شـجاعت و صلابت در حرکات او نمـودار بود و در حالی که نقابی بر چهره داشت بیرون آمد و در مقابل سپاه دشمن رجز خواند و هماورد طلبید و در نهایت یکی از فرماندهان لشکر معـاویـه یعنـی ابوشـعثاء و فـرزنـدان او را بـه قـتل رسـانـد سپس معلوم شد این جوان حضرت ابوالفضل العباس(ع) بوده است(۳)
  • ۲-دوران امام حسن(ع)
  • ۱۰ سال از عمر شریف حضرت عباس(ع) در دوران امامت برادر بزرگوارشان امام حسن مجتبی(ع) سپری شده است که آن بزرگوار شاهد تمامی مظلومیت های برادر خود و شرارت های معاویه بوده است
  •  
  • ۳-دوران امام حسین(ع)
  • ۱۰ سال پایان عمر بابرکت آن بزرگوار در محضر برادرشان حضرت اباعبدالله الحسین(ع) سپری شده است که بخش مهمی از اطلاعات در این زمینه مربوط به فداکاریها و جانبازیهای ایشان در حماسه عاشورا می باشد(۴)
  • ب:تشکیل خانواده
  • در ارتباط با سال ازدواج حضرت عباس(ع) اطلاعات دقیقی وجود ندارد لکن با دختر عبدالله بن عباس (عموی پیامبر) به نام لبابه ازدواج کرد که حـاصل آن دو پـسر بـود به نامهای فـضل و عبیدالله بود(۵) لازم به ذکر است سندی دال بر حضور لبابه در کربلا وجود ندارد(۶)
  • ج:ویژگیهای برجسته
  • در این زمینه لازم به ذکر است که نوع ویژگی ها و فضایل آن حضرت مربوط می شود به فداکاری و جانبازی ایشان در حماسه عاشورا که نوعا از زبان اهل بیت و ائمه(ع) بیان شده است .مواردی را به عنوان نمونه به ترتیب مطرح می سازیم
  •  
  • ۱-ایمان استوار
  • از امام صادق(ع) نقل شده است در مورد ایمان محکم و استوار آن بزرگـوار چـنیـن فـرمودند:
  • کانَ عَـمـّـُنا الْعَـبّاسِ بْـنِ عَـلِـیٍّ(ع)صُـلْـبَ الْایـمان(۷)
  • عموی ما عباس بن علی ایمانی محکم و استوار داشت
  • ۲-بصیرت نافذ
  • باز امام صادق(ع) در بخشی از فرمایـش خـود در بیـان ویژگیهای حضرت عباس(ع) می فرماید: نافِذَ الْبَصیرَهِ
  •  
  • توضیح: 
  • در ارتباط با واژه بصیرت چند نکته لازم به یادآوری است:
  • ۱-بصیرت به معـنای مـصدری عبـارت است از آگاهی و بـینایی
  • ۲-بصیرت به معنـای وصـفی یعـنی انسان آگاه و دارای شناخت
  • ۳-بعضی در ارتباط با معنی بصیرت عناوین ذیل را مطرح کردند
  • معرفت و شناخت روشن از دیـن
  • شناخت پـیدا کردن بر تـکلـیف
  • شناخـتـن رهبر و حـجـت خـدا
  • شناخت دوست از دشمن و حق از باطل(۸)
  • کلام امیرمؤمنان(ع):
  • آن بزرگوار بصیرت رزمندگان اسلام را چنـین بـیان فـرمـودند:
  • حَـمَلـُوا بَـصائِرَهُمْ عَلی اَسْیافِهـِمْ(۹)
  • یعنی بصیرت های خویش را بـر شمشیرهایشان سوار کردند (یعنی جنگ و مبارزشان از روی بصیرت بود)
  •  
  • ۳-جنگ بر مبنای اعتقاد
  • همه مورخان نوشته اند که حضرت عباس در کربلا فقط بر مبنای  اعتقاد می جنگید
  • کانَ یـَعْرِفُ اَنَّ دیـنَ اللهِ قائـِمٌ بِالـْحُـسَـیْـنِ(ع) وَ هُـوَ عـَمودُ الدّینِ…کـَما قالَ اِنّـی اُحامـی اَبَدَاً عَنْ دینی(۱۰)
  • ۵-ایثار و از خود گذشتگی
  • در بخشی از زیارت ناحیه مقدسه چنین می فرماید:
  • السَّلامُ عَلی أبی‌ الْفَضْلِ العَبَّاسِ بْنِ أَمیرِالْمُؤمنینَ
  • سلام بر حضرت ابوالفضل العباس فرزند امیرالمؤمنین علیه السلام
  • الـمُواسـی أَخاهُ بِنَفْسِهِ   
  • آن‌که در راه برادر از جان خود گذشت
  • أَلآخِذُ لِغَدِهِ مِنْ أَمْسِهِ   
  • همو که از دیروز برای فردای خود برداشت
  • الْـفادی‌ لَـهُ الـواقـی‌      
  • خود را فدا و سپر قرار داد
  • السَّاعی‌ إِلَیْهِ بِـمائِـه
  • وتلاش بسیار در رساندن‌ آب نمود
  • الْـمَقطُـوعـَهِ یَـداه(۱۱)     
  • و دو دستانش جداگردید
  • ج:شجاعت در جنگ
  • نوع مورخان در ارتباط با شجاعت آن بزرگوار در میدانهای جنگ نوشته اند
  • لا یُـقاسُ بِشَـجاعَـتـِهِ اِلّا شـَجاعـَهُ اَبـیـهِ وَ اَخـیهِ(۱۲)
  • شجاعت عباس با شجاعت پدرش علی و برادرش امام حسین(ع) مقایسه می شود
  •  
  • در ارتباط با تأثیرات شجاعت آن بزرگوار در اردوگاه اباعبدالله الحسین(ع) دو مطلب زیر را مورخان و ارباب مقاتل مطرح فرموده اند
  • مطلب اول:
  • لَـمْ یَبْـقَ الْـحُسَیْـنُ بَـعْـدَ اَبی الْـفـَضـْلِ اِلّا هَیْکَلاً شاخِصاً مُعَرّی عَنْ لَوازِمِ الْحَـیاهِ(۱۳)
  • یعنی از امام حسین(ع) بعد از مرگ ابوالفـضل (ع) جـز هیکلی خالی از لـوازم حـیات و زنـدگی باقـی نـمـانـد
  • مطلب دوم:
  • لَـمّا قـُتِـلَ الْـعَـبّاسُ تَـدافَـعَـهِ الرِّجالُ عَلی اَصْحابِ الْحُسَیْنِ(۱۴)
  • هنگامی که حضرت عباس کـشته شـد دشمـنان از هـر سو بر اصحاب امام حسین(ع) حمله ور شدند
  •  
  • ۶-وفاداری
  • اباعبدالله الحسین(ع) در ارتباط با وفاداری همه شهدای کربـلا یک جمله مـهم و تاریخی دارند که می فرمایند:
  • فَاِنّی لا اَعْلَمُ اَصْحاباً اَوْفی وَ لا خَیْراً مِنْ اَصْحابی(۱۵)
  • من اصحابی بـاوفاتر و بـهتر از یـاران خـودم سـراغ نـدارم
  • اما در ارتباط با وفـاداری حـضرت ابوالفـضل العبـاس(ع) در حماسه کربلا مصادیق متعددی وجود دارد از آن جمله است:
  • ۱-رد امان نامه دشمن
  • در پاسخ امان نامه شمر بن ذی الجوشن چنین فرمود:
  • لَـعَـنـَکَ اللهُ وَ لَـعـَنَ أَمـانَـکَ اَتُؤْمِنُنا وَ ابـْنُ بِـنْتِ رَسُـولِ للهِ لا أَمانَ لَـه(۱۶)
  • نفرین خدا بر تو و بر امان تو.آیا ما را امان می دهی در حالی که فرزند دختر رسولخدا(ص) امان ندارد
  •  
  • ۲-ریختن آب در شریعه
  • وقتی روز عاشورا وارد شریعه شد به خاطر شدت عطش میخواست مقداری آب بنوشد وقتی که آب را برداشت، تا چشمش به آب افتاد، «فَذَکَرَ عَطَشَ الْحُسَیْنِ(ع) در نهایت آب را بر شریعه ریخت
  • روضه ابوالفضل العباس(ع):
  • اجازه ای که حضرت عباس از امام گرفته بود بـرای آوردن آب بـه بـه ها بـود کـه فـرمـود:
  • فَاطْلُبْ لِهُؤلاء الْاَطْفالِ قَلیلاً مِنَ الْماءِ(۱۷)
  • بـرادرم بـرو بـرای بـچـه ها مـقـداری آب بـیـاور
  • فَرَکِبَ فَرَسَهُ وَ اَخَذَ الْقِـرْبَهَ وَ قَـصـَدَ نـَحْـوَ الْـفـُراتِ
  • سوار بر اسب شد و مشک را برداشت و به سوی فـرات به راه افـتاد
  • فَأَحاطَ بِهِ خَمْسُ مِأَهِ فارِسٍ مِمَّنْ کانُوا مُوَکِّلینَ بِالْفُراتِ وَ رَمَوْهُ بِالنِّبالِ فَکَشَفَـهـُمْ وَ قـَتَـلَ مـِنْـهُمْ جـَمْعاً کَثیـراً
  • ۵۰۰ سواره ای که بر فرات گمارده شده بودند او را دوره کرده و تیرباران کردند صفوف آنها را شکافت و تعداد زیادی را از پای درآورد
  • حَتّی دَخَلَ الْمَشْرَعَهَ وَ اَرادَ اَنْ یَشْرَبَ غُرْفَهَ مِنَ الْماءِ فَذَکَرَ عَطَشَ الْحُسَیْنِ وَ اَهْلِ بَیْتِهِ فَصَبَّ الْماءَ مِنْ یَدِهِ وَلَمْ یَشْرَبْ وَ قالَ وَاللهِ لااَذُوقُ الـْماءَ وَالـْحُـسِیْـنُ وَ اَطْفالُـهُ عِـطاشٌ
  • تا اینکه وارد شریعه شد خواست مشکی آب بنوشد که تشنگی امام حسین(ع) و اهل بیت او را به یاد آورد آب را فرو ریخت و ننوشید و فرمود به خدا سوگند هرگز آب نمینوشم در حالی که حسین و کودکانش تشنه هستند
  • فـَحَمَلَ الْقِرْبَهَ عَلی کِتْفِهِ الْاَیْمَنِ وَ تَوَجَّهَ نَحْوَ الْخِیْمَهِ فَقَطَّعُوا عَلَیْهِ الطَّریقَ وَ اَحاطُوا بِهِ مِنْ کُلِّ جانِبٍ فَحَمَلُوا عَلَیْهِ وَ حَمَلَ هُوَ عَلَیْهِمْ
  • مشک را بر شانه راست انداخت و به سوی خیمه ها به حرکت آمد راه را بر او بستند و از هر طرف دورش را گرفتند و بر او حمله کردند و او نیز بر آنان حمله می برد
  • فَفَرَّقَهُمْ فَکَمَنَ لَهُ زِیْدُ بْنِ وَرْقاءَ مِنْ وَراءِ نَخْلَهٍ فَضَرَبَهُ عَلی یَمینِهِ فَاَخَذَ السِّیْفَ بِشِمالِهِ فَحَمَلَ الْقِرْبَهَ عَلی کِتْفِهِ الْاَیْسَرِ فَحَمَلَ عَلَیْهِمْ… فَقاتَلَ حَتّی ضَعُفَ
  • جمعیت را متفرق نمود زید بن ورقا پشت درخت نخلی کمین کرد ضربه ای بر دست راست او زد حضرت عباس شمشیر را به دست چپ کرد و مشک را بر دوش چپش قرار داد و بر آنها حمله کرد جنگید تا اینکه ضعف او را فراگرفت
  • فَکَمَنَ لَهُ اَلْـحَکیـمُ بْنُ الطُّفَیْلِ مِنْ وَراءِ نـَخْلَهِ فَـضـَرَبَـهُ فَقَطَعَ یَدَهُ الْیُسْری مِنَ الزَّنْدِ فَـحَـمِلَ الْقِـرْبَـهَ بِاَسْنَانِـهِ
  • حکیم بن طفیل پشت نخلی کمین کرد و ضربه ای بر دست چپش زد و دست او از ساعد قطع شد مشک را به دندان گرفت
  • فَجاءَ هُ سَهْمٌ فَاَصابَ الْقِرْبَهَ وَ اُریقَ مَاؤُها ثُمَّ جاءَهُ سَهْمٌ آخَرَ فَأَصابَ صَدْرَهُ فَضرَبَهُ اِبْنُ الطُّفَیْلِ بِعَمُودٍ مِنْ حَدیدٍ فَانْقَلِبَ عَنْ فَرَسِهِ وَ نادیَ بِأَعْلی صَوْتِهِ أَخاهُ الْحُسَیْنَ اَدْرِکْنی یا اَخ(۱۸)
  • تیری به سوی او آمد و به مشک اصابت کرد و آب مشک را ریخت تیر دیگری آمد و به سینه اش اصابت کرد در این هنگام حکیم بن طفیل با عمود شمشیر بر او زد از اسب به زمین افتاد و با ندایی بلند برادرش حسین(ع) را صدا زد مرا دریاب ای برادرم
  • پی نوشت:
  • (۱)شهادتنامه امام حسین(ع) /ری شهری ص ۵۸۳
  • (۲) سر سلسله علویه ص ۲۶
  • (۳)دایره المعارف /تشیع ج۱۱ ص ۵۹
  • (۴)یادداشتهای شخصی از منابع    
  • (۵)العباس(ع) / عبدالرزاق المقرم ص ۱۹۵     
  • (۶)پایگاه اطلاع رسانی شهید آوینی               
  • (۷)تنقیح المقال/ممقانی ج۲ ص ۱۲۸
  • (۸) پیامهای عاشورا /جواد محدثی ص۲۵۵-۲۵۷            
  • (۹) نهج البلاغه/فیض الاسلام خطبه ۱۵۰ ص۴۶۰                             
  • (۱۰) الوقایع والحوادث، ج ۲، ص ۳۰
  • ۱)الاقبال/ سید ابن طاووس، ج۳، ص۷۴.                    
  • (۱۲) معالی السبطین /مازندرانی ج ۱ ص۲۶۷                              
  • (۱۳) مقتل الحسین /مقرم ص۲۶۹       
  • (۱۴) الذریعه /آغا بزرگ ص ۱۲۴                                                                 
  • (۱۵) الإرشاد/شیخ مفید ص ۲۵۰                                   
  • (۱۶)انساب الاشراف/بلاذری ج۲ ص۴۸۴
  • (۱۷)بحارالأنوار، علامه مجلسی ج ۴۵ ص ۴۱
  • (۱۸) معالی السبطین /مازندرانی ج ۱ ص۲۶۷                              

سوال خود را مطرح کنید :