سخنرانی شب پنجم ماه محرم(ویژگی های شامیان)

اندازه فونت :
۱۳۹۸/۰۶/۱۶
  • عن الحسین الشهید بکربلا(ع):
  • کُـلُّکُـمْ عاصٍ لِأَمْری غَـیـْرُ مُسْتَمِعٍ لِقَوْلـی قَدْ مُلِئَتْ بُطُونِکُمْ مِنَ الْحَرامِ فَطَبَعَ اللهُ عَلی قُلُوبِکُمْ(۱)
  • شما از فرمان من سرپیچی کرده به سخنم گوش نخواهید داد شکمهایتان از حرام پر شده است و خداوند بر دلهایتان مهر زده است
  •  
  • مقدمه:
  • در جلسات گذشته طی مباحث فشرده ای مطرح گردید که کسانیکه بنام کوفیان در کربلا علیه امام حسین(ع) و بعنوان دفاع از حکومت اموی حضور پیدا کرده بودند از چند گروه تشکیل شده بودند
  • ۱-محبان دمدمکی اهل بیت(ع)
  • ۲-جمعی از خوارج
  • ۳-انتقام جویان خلیفه سوم
  • اکنون ادامه بحث را پی می گیریم
  • ۴-شامیان اموی
  • جمعی از مردم شام که ضد خاندان پیامبر و از حامیان قرص بنی امیه بودند در جنایات و فجایع کربلا نقش آفرین بودندلازم به ذکر است که منطقه شامات آن روز شامل چند کشور امروز بود یعنی سوریه،فلسطین،لبنان ،اردن،مصر
  • این منطقه در زمان خلیفه دوم از روم شرقی گرفته شد و یزید برادر معاویه بن ابوسفیان حاکم آنجا گردید و بعد از مرگ او معاویه حدود ۴۰ سال حاکم مطلق شامات گردید
  • ویژگی های شامیان:
  • مـردم شـام آن روز در اثـر حـاکمـیـت امـویـان بـر آن منطقه با چند ویژگی برجسته و مهم زیر معروف بودند:
  • ۱-عدم آشنایی با فضایل و جایگاه خاندان پیامبر(ص)
  • ۲-شناخت محدود از معارف دین آنهم از کانال معاویه
  • ۳-عدم برخورداری از اصول ابتدایی مدنیت
  • ۴-اطاعت کامل و صد در صد از معاویه و بنی امیه
  • این سخنان از معاویه معروف است که:
  • ۱-برای مردم شام روز چهارشنبه نماز جمعه خواندم کسی اعتراض نکرد
  • ۲-یا گفت سپاه من کسانی هستند که فرق بین شتر نر و ماده را تشخییص نمی دهند
  • یادآوری:
  • قبل از پرداختن به نقش محوری شامیان در فجایع عاشـورا لازم اسـت مقـدمه ای را مـطـرح سـازم
  • گزارشهای سه گانه از عاشورا:
  • کلا در ارتباط با حماسه عاشورا در طول تاریخ سه گزارش وجود داشته است که به ترتیب مورد اشاره و بررسی اجمالی قرار می دهیم
  • الف:گزارش اموی
  • یعنی بنی‌امیه خودشان این گزارش را تدارک دیده­، و به تاریخ سپرده‌اند. برخلاف آن قضیه ظاهری که پنداشته می‌شود حکومت بنی‌امیه با قیام بنی‌عباس ساقط شد
  • در حالیکه بعد از قیام بنی‌عباس ،بنی‌امیه از شامات کوچیدند و به آندلس که امروزه با نام اسپانیا معروف است رفتند. در آنجا هم بیش از چهار قرن حکومت کردند
  •  
  • در آن دورانی که بیش از چهار قرن طول کشید، مورخانی بودند که مستمری­ بگیر حکومت بنی‌امیه بودند. اینها تاریخ اسلام را تدوین کردند و نوشتند
  • ابن‌خلدون، نویسنده مقدمه معروف از جمله مورخان آنان است که در مقدمه‌اش از اقدام امام حسین(ع) و از دفاع جانانه و مظلومانه او، گزارشی کاملاً وارونه می‌دهد که بسیار تأسف‌آور است
  • او که تاریخ اسلام را سال به سال می‌نویسد، اما زمانی که به سال ۶۰ و ۶۱ می‌رسد، از اعزام مسلم به کوفه می‌نویسد، اما تاریخ و جریانات بعد از اعزام مسلم به کوفه را مسکوت می‌گذارد
  • ابوبکر بن العربی که وی ناصبی و بسیار متعصب بود از جمله مورخان بنی امیه بوده که کتابی دارد به نام اَلْعَواصِمْ مِنَ الْقَواصِمْ
  • او در این کتاب به‌جای قاتل، به مقتول تاخته است، تا آنجا که ابن‌خلدون نیز این تندی ابوبکر ابن العربی را برنتافته و می گوید:اینکه ابن‌العربی گفته( قُتِلَ الْحُسَیْنُ بِسَیْفِ جَدِّهِ )حرف درستی نیست(۲)
  •  
  • ب:گزارش عباسی
  • بنی‌عباس هم پس از اینکه خلافت را تصاحب کردند، کسانی را داشتند که تاریخ را چنان که برای آنها خوشایند باشد، می‌نوشتند متأسفانه همیشه مخاطب تاریخ رسمی قبل از اینکه ملّت باشد، حکّام بوده است
  •  
  • تاریخ طبری:
  • مصداق بارز تاریخ عباسی طبری است
  • ۱-طبری از مقتل ابی‌مخـنف آن قسـمت‌هایی را بـرگزیـده که بتواند به کتابش در خلافت بنی‌عباس رسمیت ببخشد.
  • از این کتاب ۳ گزارش را به ترتیب زیر مطرح می سازیم
  • ۱-عبدالله بن‌عباس، جدّ بنی‌عباس، انسانی است دور اندیش، بسیار تیزبین، قضایا را پیـش‌بینی می‌کنـد امّا حسین بن‌علی(ع)، انسانی است ساده و صمیمی که چون خودش انسان پاک و درستی است و دیگران را هم مثل خودش می‌پندارد و هیچ گمان دروغ‌گویی به کسی ندارد، فریب کوفیان را می‌خورد و به کربلا می‌رود و کشته می‌شود
  •  
  • ۲-عبدالله بن عباس به امام حسین می گوید:این راه را مرو که کشته می‌شوی، اما امام حسین(ع) می‌رود، تا اینکه در روز عاشورا شرایطی پیش می‌آید و ایشان می‌بیند از خیمه‌هایش ناله و ضجّه و گریه زن و بچه‌ها بلند شده است. برادرش ابوالفضل و فرزندش علی را می‌فرستد که بروید آنها را آرام و ساکت کنید…
  •  
  • وقتی امام حسین گریه خانواده‌اش را می‌بیند، می‌گوید: «لله درّ ابن عباس  خدا ابن‌عباس را نگه دارد که راست پیش‌بینی کرده بود». او به من گفت اگر خودت می‌روی، لااقل این بچه ها را مبر. من به حرفش گوش نکردم.
  •  
  • ۳-در سالی که امام رضا(ع) به شهادت رسید و با زهر مسموم شد، در آنجا علت وفات امام رضا(ع) را فقط این‌گونه نوشته است که علی بن‌موسی الرضا(ع) آنقدر با مأمون عباسی انگور خورد، تا از فرط زیاده‌روی در خوردن انگور مریض شد و از دنیا رفت؛ یعنی علت مرگ را افراط در تناول انگور دانسته و اقوال دیگر را اصلاً نقل نکرده است(۳)
  •  
  • روضه قاسم بن الحسن(ع):
  • بر اساس نقل بعضی از روایات و مقاتل فرزندان امام حسن (ع) بعد از شهادت سایرین اجازه میدان پیدا کردند و اولین نفرشان حضرت قاسم (ع) بود
  • ۱-سن حضرت قاسم
  • تعبیر مقاتل چنین است  
  • وَ هُوَ غُلامٌ صَغیرٌ لَمْ یَبْـلُغُ الْـحُلُـمْ
  • ۲-اجازه جنگ
  • حضرت قاسم جهت اجازه میدان جنگ به حضور امام(ع)رسید        
  • فَـلَـمّا نَـظَـرَ الْـحُسَیْنُ اِلَیْهِ اِعـْـتَــنَـقَـهُ وَ جَعَلا یَبْـکیانِ حَتّی غُشِیَ عَلَیْهِما
  • وقتی اباعبدالله (ع) به او نگاه کرد او را دربغل گرفت و هر دو گریه کردند تا از حال رفتـند
  • ثُـمَّ اسْــتَـأْذَنَ الْــغُـــلامُ لِـلْـحَــرْبِ    
  • بعداً از امام (ع) اجـازه جنگ خواست
  • فَـاَبَی الْـحُـسَـیْـنُ(ع)اَنْ یَـأْذَنَ لَـهُ    
  • امـام (ع) از اذن بـه او امتناع کرد
  • فَلَمْ یَزَلِ الْـغُـلامُ یُقَـبِّـلُ یَدَیْهِ وَ رِجْـلَیْهِ حَتّی اَذِنَ لَهْ(۴)
  • مـدام دسـت و پـای امـام (ع) را مـی بـوسـیــد تـا اجـازه گــرفـت
  •  
  • ۳-جنگ حضرت قاسم
  • مـرحـوم شیـخ مفید از حمید بن مسلم نقل می کند. گفت
  •  اِذْ خَـرَجَ عَلَیْنا غُـلامٌ کَاَنَّ وَجْـهَهُ شِقَّـهُ قَمَرٍ فِـی یَـدِهِ السَّـیْـفُ فَـقـاتَـلَ قِـتـالاً شَـدیـداً حَتّی قَتَلَ عَلی صِغَرِهِ خَـمْسَهً وَ ثَلاثینَ رَجُلاً
  • ناگهان یک نـوجوانی که مانند پاره ماه بود خارج شد و در دسـتـش شمـشـیـر داشـت و بـا شـدّت جـنـگـیـد تا اینکه در عین صغر سن ۳۵ نفر از دشـمنان را کـشت
  • شخصی به نام عُـمَـرِبْـنِ سَعید به حضرت قـاسم حـمله کـرد
  • فَما وَلّی حَتّی ضَرَبَ رَأسَهُ بِالسَّیْفِ فَـفَـلَـقَهُ وَ وَقَعَ الْـغُـلامُ لِـوَجْـهِهْ(۵)
  • سر آن پـسـر را چـنــان بـا شـمـشــیــر بـزد که آن را از هم شکافت و آن رو به زمین افتاد
  • فَـقـالَ : یـا عَـمّـاهْ فَـجَـلّـَى الـْحُسَیْنُ(ع)کَمَا یـُجَـلّـِی الصّـَقـْرُ
  • فریاد زد : ای عمو جانامام(ع) با (شنیدن ناله فرزند برادر) مانند باز شکاری خود را به میدان رساند
  • ۴-گزارش راوی
  • وَ انْـجَـلَـتِ الْـغُــبْـرَهُ فَـرَأَیْـتُ الْـحُـسَـیْـنَ(ع) قَـائِـماً عَـلَـى رَأْسِ الْـغُـلامِ وَ هُــوَ یَـفْـحَـصُ بِــرِجْـلَــیْــهِ
  • وقتی گردوخاک میدان فرو نشست امام حسین (ع) را دیدم که بالای سرآن جوان ایستاده بود و او از شدت درد پای خود را بر زمین می سایید
  •  
  • پی نوشت:
  • (۱)مقتل الحسین/خوارزمی ج۲ص۶
  • (۲)عاشورا پژوهی، ص۱۷۰ـ۱۷۶ و ۲۰۲ـ۲۲۰
  • (۳) تاریخ الطبری، ج۹، ص۹۲                                                                                                                     
  • (۴) موسوعه کلمات الامام الحسین (ع) ص ۴۶۴
  • (۵) الارشاد / شیخ مفید ج۲ ص ۱۶۰
  •  

سوال خود را مطرح کنید :