سخنرانی شب چهارم محرم(قاتلان واقعی امام حسین(ع))

اندازه فونت :
۱۳۹۸/۰۶/۱۶
  • عَنِ اَلصَّادِقِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ:
  • خـَرَجَ اَلْـحُسَیْـنُ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ یَــوْمـاً إِلَــى أَصـْحَابِـهِ فَقَالَ: أَیُّهَا اَلنَّاسُ إِنَّ اَللَّهَ جَلَّ ذِکْرُهُ مَا خَلَقَ اَلْعِبَادَ إِلاَّ لِیَعْرِفُوهُ، فَإِذَا عَرَفُوهُ عَبَدُوهُ فَاِذا عَبَدُوهُ اِسْتَغْنَوْا بِعِبَادَتِهِ عَنْ عِبَادَهِ مَنْ سِوَاهُ
  • امام صادق(ع) فرمود:روزی امام حسین(ع) خطاب به اصحاب خود فرمود:خداوند بندگانش را نیافرید مگر برای آنکه او را بشناسند هنگامی که او را شناختند عبادتش می کنند و زمانی که او را عبادت کردند از پرستش غیر او بی نیاز می شوند
  •  
  • فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ: یَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ مَا مَعْرِفَهُ اَللَّهِ؟
  • مردی خطاب به آنحضرت عرض کرد ای فرزند خدا شناخت خدا چیست؟
  • قَالَ ع: مَعْرِفَهُ أَهْـلِ کُـلِّ زَمَانٍ إِمَامَهُمُ اَلَّذِی یَجِبُ عَلَیْهِمْ طَاعَتُهُ(۱)
  • در پاسخ فرمود شناختن مردمان هر زمان امامشان را آن امامی که بر آنان واجب است او را اطاعت و پیروی کنند
  • مقدمه:
  • در ضمن دو جلسه گذشته با تقسیم بندی شیعیان عصر اباعبدالله الحسین(ع) به سه گروه گفته شد کسانی که پیمان شکنی کردند و بر خلاف دعوت خویش از امام علیه او و به نفع بنی امیه میدان کارزار شدند همان گروهی بودند که امام صادق(ع) انان را چنین معرفی فرمود:
  • وَالطَّبَقَهُ الثّانِیَهُ :النَّمَطُ الأَسْفَلُ ،أَحَـبُّـونا فِـی الْعَلانِیَهِ وَ سارُو بِسیرَهِ الْمُلُوکِ فَأَلْسِنَتُهُمْ مَعَنا وَ سُیُوفُهُم عَلَیْنا(۲)
  • گروه دوم پایینترند .ما را آشکارا دوست دارند ولی به شیوه پادشاهان رفتار می کنند از این رو زبانهایشان با ماست و شمشیرهایشان بر ضد ما
  •  
  • و گفته شد اینان همان کسانی بودند که امیرمؤمنان(ع) در زمان حکومت ظاهری خویش از دست آنان می نالید و می فرمود:
  • یا أَشْباهَ الرِّجالِ وَلارِجالَ(۳)      
  • ای مرد نمایان نامرد
  •  
  • قاتلان واقعی امام حسین(ع):
  • با بررسی های جدیدی که صورت گرفته و همچنان ادامه دارد حقایق بسیاری از تاریخ عاشورا بیرون کشیده شده و تحریفات اتفاق افتاده به نقد کشیده می شود بر اساس همین تحقیقات حداقل سه گروه زیر در جنایات علیه خاندان پیامبر در کربلا نقش اساسی داشتند
  •  
  • الف:خوارج
  • در میان قاتلان امام حسین(ع) و یارانش نقش خوارج بسیار برجسته بود همانند شمربن ذی الجوشن و شبث بن ربعی که اهل کوفه بودند .به نظر می رسد بنی امیه از ابتدا تعمد داشتند تا فاجعه عاشورا را بنام کوفیان تمام کنند
  • لذا کسانی را جلو انداختند که از مردم کـوفه بـودند از قبـیل:
  • سنان بن انس
  • عمربن سعد
  • شبث بن ربعی
  • شمر بن ذی الجوشن و…
  •  
  • لازم به یادآوری است که شاید پیروان تکفیری ابن تیمیه بگویند خوارج همان شیعیان امیرمؤمنان(ع) بودند که در جنگ صفین و جریان حکمیت از او جدا شدند
  • در پاسخ باید گفت پیدایش خوارج به زمان خلافت خلیفه اول بر می گردد که بیشترین مرتدین بعد از رحلت رسولخدا(ص) از همین خوارج بودند که موارد زیر از جمله ویژگی های برجسته آنان از دیدگاه امیرمؤمنان(ع) بود
  • ۱-دوری جستن از عقلانیت و خردگریزی
  • ۲-فقدان قدرت تشخیص حق از باطل
  • ۳-مردمانی سرسخت و متعصب بودند
  • ۴-افرادی خشک و انعطاف ناپذیر بودند
  • ۵-کج فهمی و بدفهمی از معارف دین
  • ۶-جهل و نادانی و نااگاه به جهل خود
  • ۷-تنگ نظر ،تندمزاج و خشن بودند
  • ۸-از فهم عمیق حقایق عاجز بودند
  • ۹-در وجود آنان از عواطف خبری نبود
  • ۱۰-خود را برتر و بهتر از دیگران می پنداشتند
  • ۱۱-انسانهایی به شدت شرارت طلب بودند(۴)
  •  
  • نمونه ای از جنایات خوارج:
  • سپاه امیرمؤمنان(ع) برای جنگ با معاویه و اهل شام خارج شد لکن او مقداری راه نرفته بود که خبر سرکشی خوارج را شنید آن ها در محلی به نام نهروان اردو زده بودند و خون مسلمانانی را که به عقیده آنان معتقد نباشند، حلال می دانستند.
  • صحابی بزرگ عبدالله بن خباب  بر آن ها گذشت از او از پیروی امام علی (ع) پرسیدند، او را ستایش نمود. بر او خشمناک شدند و کتف او را بستند و همسرش را که حامله و نزدیک به وضع حملش بود به زیر درخت خرمایی آوردند
  • خرمایی از درخت افتاد، یکی از آن ها آن را برداشت و در دهانش گذاشت، دیگری به بهانه اینکه چه بسا صاحب آن راضی نباشد، برای این کار بر او عیب گرفت پس آن را از دهان بیرون افکند.
  • دیگری شمشیر کشید و خوکی را که از اهل ذمه بود کشت، یکی از آن ها بر او بانگ زد و گفت: این فساد در روی زمین است. پس آن مرد به نزد مرد ذمی رفت و رضایت او را حاصل کرد.
  •  
  • آنان عبدالله را کشته و به روی آن خوکی که کشته بودند انداختند و سر او را بریدند.به سراغ همسر او که حامله بود و از ترس می لرزید رفتند. او از روی ترحم خواهی به آن ها گفت:آیا از خدا نمی ترسید؟ من یک زن هستم!
  •  
  • آن مسخ شده ها به سخن او نیز گوش ندادند و او را کشتند و شکمش را دریدند و سه زن دیگر را نیز که با او بودند کشتند(۵)
  •  
  • ب:انتقام جویان خلیفه سوم
  • گروه دوم که نقش بسیار سرسختانه و تعصب‌آلودی در کربلا داشتند کسانی بودند که باور داشتند عثمان مظلوم کشته شده، انتقام خونش باید گرفته شود، و چنین می‌پنداشتند که حضرت علی(ع) به قاتلان عثمان چراغ سبز نشان داده و شیعیان حضرت علی(ع) در قتل خلیفه سوم، نقش داشته­اند
  •  
  • اینان نیز حضور بسیار تأثیرگذاری، هم در کوفه در قتل مسلم بن‌عقیل و هم در کربلا داشتند و حضورشان از سر تعصّب بود، حتی زمانی‌که عبیدالله بن‌زیاد نامه­ای می‌نویسد و به دست شمر بن‌ذی‌الجوشن می­سپارد تا در کربلا آن را به عمر بن‌سعد برساند؛ در آن نامه می‌نویسد:
  • حُلْ بَیْنَ اَلْحُسَیْنِ وَ أَصْحَابِهِ وَ بَیْنَ اَلْمَاءِ فَلاَ یَذُوقُوا مِنْهُ قَطْرَهً کَـما مُـنِعَ اَمـیـرُالـْمُـؤْمِـنیـنَ عُـثْمـانُ(۶)
  • میان امام حسین و آب حائل باش نباید حتی یک قطره از آب بخورند بطوریکه عثمان از آب منع شد
  •  
  • همواره این مسئله که کشندگان عثمان با امام علی(ع) بودند، تبلیغ شده بود و عدّه‌ای این را باور داشتند، حتی از سپاهیان عمر بن‌سعد در روز عاشورا کسانی بودند که به میدان می‌آمدند، حریف می‌خواستند، هل من مبارز می‌گفتند و در رجزهاشان تصریح می‌کردند ما عثمانی هستیم(۷) نقش عثمانی‌ها تردیدناپذیر است
  •  
  • و عثمانی‌ها علاوه بر اینکه شیعه نبودند، حتی از مردم کوفه هم نبودند، اما معاویه بن‌ابی‌سفیان در آن بیست سال ـ از سال ۴۰ تا سال ۶۰ق‌ـ از سال شهادت مولا علی(ع) تا سالی که معاویه از دنیا رفت، دو دهه، تا توانسته بود ترکیب شیعی کوفه را کاملاً وارونه کرده بود.
  • همینان بودند که در روز عـاشـورا وقتـی که امام حسین(ع) خطاب به آنان فرمود:
  • یا وَیْلَکُمْ أَتَقْتُلُونِی عَلی‌ سُنَّهٍ بَدَّلْتُها؟ أَمْ عَلی‌ شَریعَهٍ غَیَّرْتُها، أَمْ عَلی‌ جُرْمٍ فَعَلْتُهُ، أَمْ عَلی‌ حَقٍّ تَرَکْتُهُ؟
  • وای بر شما! چرا با من می‌جنگید؟ آیا سنّتی را تغییر داده‌ام؟ یا شریعتی را دگرگون ساخته‌ام؟ یا جرمی مرتکب شده‌ام؟ و یا حقّی را ترک کرده‌ام؟
  •  
  • در پاسخ گفتند:
  • إِنَّا نَقْتُلُکَ بُغْضاً لِأَبِیکَ(۸)
  • به خاطر کینه‌ پدرت ،تو را می‌کشیم
  • مرحوم شیخ مفید در کتاب الارشاد می نویسد:
  • ۱۷ نفر از خاندان امام حسین(ع) در روز عاشورا شهید شدند که ۳ نفر آنان یعنی قاسم ،عبدالله و ابوبکر فرزندان امام حسن مجتبی بودند(۹)
  • مقتل حضرت عبدالله بن حسن را ابوالفرج اصفهانی (۱۰)،بلاذری(۱۱) ،سید بن طاووس (۱۲)،شیخ مفید (۱۳)،ابن اثیر (۱۴)،طبرسی(۱۵) ، طبری (۱۶) و مجلسی(۱۷)مطرح کرده اند
  • متن مقتل به ترتیب زیر است:       
  • حَتّی اِذا أَحاطُوا بِهِ اِحاطَهً أَقْبَلَ اِلَی الْحُسَیْنِ(ع)عَبْدُاللّهِ ْنُ الْحَسَنِ بْنِ عَلیٍّ(ع) وَ هُوَ غُلامٌ لَمْ یُراهِقْ مِنْ عـِنْـدِ النّـِساءِ یَشْتَدُّ فَأَخَذَتْهُ عَمَّتُهُ زَیْنَبُ(ع) لِتَحْبِسَهُ وَ قالَ لَها الْحُسَینُ:اِحْبِسِیهِ یا أُخْتی
  • وقتیکه ملائن دور امام حسین(ع) را گرفتند ناگاه عبدالله بن حسن که کودکی نابالغ بود از سمت بانوان حرم به سوی میدان دوید عمه اش زینب او را گرفت تا نگذارد به میدان رود و امام حسین(ع) صدا زد:خواهرم او را نگه دار
  • فَأبی عَبْدُاللهِ وَ اِمْتَنَعَ اِمْتِناعاً شَدیداً وَ قالَ:لا وَاللهِ لا أُفَارِقُ عَمّی وَ جاءَ اِلی الْحُسَینِ فَقامَ اِلی جَنْبِهِ وَ حینَئِذٍ شَدَّ بَحْرُ بْنُ کَعْبٍ عَلَی الْحُسَینِ
  • عبدالله روی تافت و از بازگشتن به شدت خودداری کرد و گفت:قسم به خدا از عمویم جدا نخواهم شدو به سوی امام حسین(ع) دوید و در کنار عمو ایستاددر آن هنگام بحرین کعب بر امام حسین(ع) حمله کرد
  • فَلَمّا أَهْوی اِلَی الْحُسَینِ بِالسَّیْفِ قالَ الْغُلامُ:یَابْنَ الْخَبیثَهِ أَتَقْتُلُ عَمّی؟فَضَرَبَهُ بِالسَّیْفِ فَاتَّقاهُ الْغُلامُ بِیَدِهِ فَأَطَنَّها اِلَی الْجَلْدَهِ فَنادی الْغُلامُ یا اُمّاهْ
  • و چون خواست که حضرت را با شمشیر بزند عبدالله صدا زد: ای فرزند زن ناپاک آیا می خواهی عموی مرا بکشی؟ بحرین کعب شمشیر را بر امام حسین(ع) فرود آورد و عبدالله دستش را سپر شمشیر کرد شمشیر دستش را قطع کرد و به پیوست آویزان شد عبدالله فریاد برآورد: وای مادر من
  • فَاَخَذَهُ الْحُسَینُ فَاعْتَنَقَهُ فَضَمَّهُ اِلی صَدْرِهِ فَاِذاً یَدُهُ مُعَلَّقَهٌ وَ هُوَ فی حِجْرِ عَمِّهِ الْحُسَینِ(ع)فَرَماهُ حَرْمَلَهُ بْنُ کاهِلِ بِسَهْمٍ فَذَبَحَهُ(۱۸)
  • امام حسین(ع) او را در آغوش گرفتو به سینه چسباند در این حال که دست عبدالله در هوا معلق بود و در آغوش عمو قرار داشت حرمله بن کاهل او را هدف تیر خود قرار داد و سر از بدنش جدا کرد
  • پی نوشت:
  • (۱) بحار الانوار/مجلسی ج۵ ص ۳۱۲                                                                                                                    
  • (۲)تحف العقول/ابن شعبه حرانی ص ۳۲۵
  • (۳)نهج البلاغه خطبه ۲۷
  • (۴)خطب نهج البلاغه
  • (۵)پایگاه اطلاع رسانی حوزه
  • (۶)انساب الاشراف/بلاذری ج۲ص۲۸۱                           
  • (۷) الارشاد/شیخ مفید، ج۲، ص۱۰۳                              
  • (۸) ینابیع الموده/قندوزی، ج ۳ ص ۷۹  
  • (۹)لهوف/سید بن طاووس (مترجم)ص ۳۰۸    
  • (۱۰)مقاتل الطالبیین /ابوالفرج اصفهانی ص ۱۱۶              
  • (۱۱)انساب الاشراف/بلاذری ج۳ ص ۲۰۲          
  • (۱۲)الملهوف /سید بن طاووس ص ۱۲۲
  • (۱۳)الارشاد/شیخ مفید ج۲ ص ۱۱۰                              
  • (۱۴)الکامل فی التاریخ /ابن اثیر ج۴ ص ۷۷   
  • (۱۵)اعلام الوری /طبرسی ص ۲۴۹                  
  • (۱۶)تاریخ طبری ج۵ ص ۴۵۱
  • (۱۷)بحار الانوار/مجلسی ج۴۵ ص ۵۴                           
  • (۱۸)مثیر الاحزان/ابن نما حلی ص ۷۳
  •  
  •  
  •  

سوال خود را مطرح کنید :